-«دوقرن سکوت»نویسنده :عبدالحسین زرین کوب.تهران.سخن..78.چ نهم.ت

این کتاب سرگذشت حوداث واوضاع تاریخی ایران در دوقرن اول اسلام از حمله ی عرب تا ظهور طاهریان است.منظور از دو قرن سکوت،حکومت های دوران اموی وعباسی می باشد که دوقرن به طول می انجامدوایرانیان باان که در خلافت های اموی وعباسی بودند هیچ اقدامی برای در راس قدرت قرار گرفتن انجام نمی دهند،اما پس از عباسیان با حکومت طاهریان حکومت مستقلی می یابند.

در بخش نخست کتاب،به نام فرمانروایان صحراء وضعیت حکومت عربی ،جاهلی قبل از اسلام را اشاره می دارندوموقعیت وارتباطی که برخی از انها بادول های هم عصر ایرانی دارند بیان می دارد. درقسمت دوم ظهور اسلام و ورود ان را به ایران می نویسد.زرین کوب از جنگ های اعراب با ایرانیان می نویسد،به ترتیب جلو می اید تا به سقوط امویان وونحوه وچرایی روی کار امدن عباسیان می پردازد.

در قسمت چهارم که زبان گمشده نام گرفته از شعراء وترانه خوان های معروف ان روزگار نام می بردو زبان وشعر فارسی راحکمت امیز وبرتر از زبان عربی می دارد.در قسمت پنجم که«درفش سیاه» نام دارداز خروج سیاه جامگان برعلیه امویان،و تا اخراز ایرانیان بیدار دل که قیام برعلیه عباسیان نمودند؛سخن می گویدواز سقوط عباسیان می نویسد.کتاب 388صفحه داردومنابع مفصل ان در اخر امده است.  

4-«اسلام در ایران،شعوبیه؛نهضت مقاومت ملی ایران علیه امویان وعباسیان»مولفان:دکترره ناث وپرفسور گلدزیهر،ترجمه:محمودافتخارزاده –حسین عضدانلو ناشر:مولف،چ اول؛1371 

نویسندگان ضمن احترام وتجلیل از اسلام وعقاید اسلامی به مخالفت با پان عربیسم وتعصب جاهلانه ای که اعراب دارند؛می پردازند،سیمای خلافت این دو سلسله را بیان می دارندوسعی دارند بگویند:اسلام واقعی در زمان خلافت امویان وعباسیان،نه ان اسلامی بوده که پیامبر (ص)آورده بوده وخلیفه تنها یکی وبرمدار آ« که رسول اله (ص)در غدیر مشخص نمود؛باید باشد.وستمی که که در طی دوران خلافت این دو سلسله بر فرهنگ وتمدن بالای ایرانی رفته است؛نمایان می سازد.کتاب گزارش وار وتحقیقی است وتاریخ حوادث رخ داده ذکر شده است پایه اصلی کتاب فعالییت ها واقدامات ایرانیان در برخورد با اعراب می باشدوبحث تحقیقی،مفصلی در باره شهربانو همسر امام حسین (ع) داردواز اقدامات شعوبی ایرانیان بر علیه امویان وعباسیان،روی آوردن به شعر پارسی برای مقابله با اعراب می نویسد واز فردوسی طوسی به عنوان نویسنده مسلمان وشیعی یاد می کند وشاهنامه را پاسخی دندان شکن به پان عربیسم اموی وعباسی می داند.کتاب 495صفحه دارد.این کتاب مکمل،کتاب«دو قرن سکوت»می باشد.     

5- حکومت عباسیان در پیشگاه تاریخ»-پژوهشی مستند پیرامون خلافت عباسیان از ابتدا تا زمان مامون-

نویسنده:معتمد خراسانی،ناشر سازمان چاپ ونشر هجرت،تهران،62.   

کتاب 269 صفحه دارد..در ابتداشمه ای کوتاه از خلافت وجنایات بنی امیه بیان می دارد.. بنی عباس از تجربیات دوران حکومت اموی درس جسته،با استفاده از مخالفت ایرانیان وعلویان،باخشونت و تظاهربه فسق  وجور بهره برده وبه خلافت می رسند. 

کتاب برخی از اظهارات شرق شناسان را از جمله براون وگوبینو را در مورد حس سلطنت طلبی ایرانیان وعشق به اهل البیت (ع)را بازتاب می دهد.کتاب ،داستان وار وحکایتی است وخواندن آن حوصله ی چندانی نمی خواهد؛مطالب زاِید وحاشیه ای هم نداردواز منابع معتبری استفاده نموده است. 

6-«تاریخ ایران پس از اسلام» نویسنده:عبدالحسین زرین کوب ،امیر کبیر،تهران،80،سپهر،چ نهم. 

این کتاب،یک مقدمه ی 150 صفحه ای داردکه درآن نویسنده به مهم ترین واساسی ترین کتب تاریخی اسلام می پردازدوآن ها را نقد می نماید.زرین کوب عقیده داردبرای شناخت تاریخ ایران ما باید تاریخ اسلام وخلافت اسلامی را بشناسیم،چون پاره ای از خلافت اسلامی،بخصوص خلافت عباسیان مربوط به تاریخ ایران می شود. مثلااو کتاب الامامه والسیاسه...ابن قتیبه دینوری را دایره المعارف تاریخی برمی شمارد،که متضمن اخبار روایات بسیار مختلف است.

7-«تاریخ خلافت عباسی:از آغاز تا پایان آل بویه» نویسنده:احمدرضا خضری ناشر،سمت،تهران،78. 

موضوعات کتاب:1- عباسیان132-656هجری.2-کشورهای اسلامی،132-656هجری 3-ایران،تاریخ دیلمیان.320-447هجری قمری. 

کتاب 174صفحه دارداز منابع معتدد ومعتبری استفاده نموده ومشتمل بر5فصل است یک کتاب درسی،دانشگاهی است ودسته بندی جامعی در هرفصل دارد. 

فصل اول:به معرفی عباسیان و چگونگی روی کارامدن انها می پردازدکه همان قصه تکراری است. 

فصل دوم:خلافت در دوره ی سلطه ی ایرانیان نام گرفته وجزییات بیشتری از انتقام جویی عباسیان از امویان وکشتار آنان بیان می داردواقداماتی که برای انحصار قدرت عباسیان در برابر علویان راشرح می دهدوبه توصیف قیام های ایرانیان علیه عباسیان می پردازدوعملکرد ایرانیان را در مقابل خیانت به ابو مسلم بیان می داردوتک تک خلفای عباسی با اتفاقات مهم وشورش هایی که در زمان آنها روی می دهد نوشته است.وو.این کتاب به توصیه ستاد انقلاب فرهنگی نگاشته شدهوبه عنوان کتاب درسی برای دانشجویان رشته ی الهیات،گرایش تاریخ وتمدن ملل اسلامی،در مقطع کارشناسی بوده است وبه نظر ماید بهتر از کتاب دولت عباسیان سهیل طقوش باشد. 

8-«محاضرات تاریخ الام الاسلامیه-الدوله العباسه-» نوشته ی:محمدخضری بک(مفتش وزرات معارف،مدرس تاریخ اسلامی در دانشگاه مصر)چ مصر،مکتبه التجار الکبری. 

کتاب عربی و511صفحه دارد. واز ابتدای زندگی عباس(عموی پیامبر)آغاز می شودواورا از سادات وعقلای بنی هاشم والبته از دوستان ابوسفیان و...وبه معرفی فرزندان ونوادگان عباس می پردازدوچگونگی شکل گیری خلافت بنی عباس راشرح می دهد. 

درص 9 می نویسد:«پس از 6سال که از خلافت عثمان می گذشت بعضی می خواهندحکومت رااز عثمان به علی انتقال دهند؛لذا این فکر را القاءمی کنندکه عثمان خلاف کاراست ودر بلاد اسلامی این امر را انتشار می دهند وامور غیر صحیح رابه عثمان نسبت می دهندو عاقبتت او را به ستم می کشند وباب فتنه وانقسام را باز می کننداز مدت خلافت علی 0ع)فقط جنگ هایی که کرده است متذکر می شود وبعد ازشهادت یا ترور به طور گذرا از معاویه وبرتری بنی امیه می نویسد.  

بحث اصلی کتاب،حکومت بنی عباس می باشدکه از تشکیل جمعیعت سری(مخفی)که عباسیان برای به دست آوردن خلافت در دوران خلافت بنی امیه آغازکردند،می باشد،فعالیت دعاه را با اسامی انان ذکر می نمایدوفعالیت ابو مسلم را درخراسان تشریح می نماید.  

9-«تحول مبانی مشروعیت خلافت از آغاز تا فروپاشی عباسیان»-با رویکردی به آرا اهل سنت-نویسنده:دکتر حاتم قادری،انتشارات بنیان،چ اول،75.

این کتاب 9فصل داردريالدر مقدمه ی آن نویسنده انگیزه وفرضیات خود را درنگارش کتاب که نخست پایان نامه ی دکتری او بوده،شرح می دهد؛روش خودرا در ابتدای هر فصل در نگارش آن توضیح می دهدومنابعی را استفاده نموده؛ذکر می کند.

درفصل نخست می نویسد:«درباب کتابنامه منابع مربوط به تاریخ اسلام جنبه های مختلف آن،هیچ پژوهش گری بی نیاز از اثر«کلود کاهن»به نام«درامدی برتاریخ اسلام درقرون وسطی»[1]نیست.در این فصل پاره ای ازمهم ترین منابع اسلامی ونویسندگان آن را معرفی می نماید-(نه به شیوه ی دکتر زرین کوب در مقدمه ی تاریخ ایران)- 

فصل دوم،ضروت ومشروعیت حکومت در اسلام را مطرح می نماید.فصل ششم،عباسیان،نحوه ی استقرار وانتقال قدرت به آنها را شرح می دهد،نویسنده تفاوت امویان وعباسیان را در این می داند که امویان مشخصا از خواست الهی به صورت تقدیرتاریخی در توجیه مشروعیت خود بهره می گرفتند،ولی عباسیان به وراثت برحق از پیامبر اکرم(ص)استنادمی نمودند.وضعیت نصب وعزل یا قتل بعضی از خلفای عباسی را شرح می دهدالی اخر.

10-«دول الاسلام»نویسنده ابن العبری.ترجمه:عبدالحمید آیتی.تهران.شرکت علمی وفرهنگی.  

کتاب 10 دولت را مطرح می سازد که از اولین آنها دولت آدم (ع)می باشددومین دولت،دولت داوران پس از اولیا می باشدونهمین دولت،دولتی که از پادشاهان مسیحی،یونانی به پادشاهان مسلمان(عباسیان)می رسد؛می باشد.حجم بیشتر کتاب،همین دولت دهم می باشدوبه شرح وقایع ونام امرای این دولت می پردازدو543 صفحه دارد.

13-«تاریخ امم والملوک»نویسنده:محمدبن جریرالطبری،تصحیح1879م،موسسه الاعلمی للمطبوعات،بیروت لبنان،8جلد. 

ج ششم کتاب درباره ی خلافت عباسیان است.از خلافت ابی العباس عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس شروع وسبب خلافت وی را شرح می دهد.خلافت را ارثی از جانب پیامبر(ص)که به فرزند عباس می رسدتلقی می کندوهمواره فرزندان عباس انتظار چنین روزی را می کشیدند.حوادث را با ذکر سنه ی آن می نویسد و به قتل ابومسلم خراسانی نیز می پردازد.  

14-«التنبیه والاشراف»نویسنده:المسعودی،وفات345،ناشردارصعب،بیروت،لبنان،یک جلد،

کتاب مبدا دعوت بنی عباس را از سنه ی 100هجری می داندوخلاصه وار خلفای بنی عباس را نام می برد. 

15-«اخبار الدوله عباسیه»مولف:ناشناس، قرن سوم،تحقیق:دکتر عبدالعزیز الدوریريالعبدالجبارالمطلبی،دارالطلیعه للطباعه والنشر،بیروت،1871م،یک جلدی. 

کتاب به شیوه ی روایی می باشدودارای مقدمه واز زندگی عباس عموی پیامبر(ص)شروع می شودوبه نظر می اید بسیاری از کتاب های تاریخ عباسیان از روی این کتاب نوشته ویا استفاده شده باشد.

16-«تاریخ یعقوبی»نویسنده:ابن واضح معروف به یعقوبی ،کاتب عباسی،2جلدی،ناشرموسسسهِ نشر وفرهنگ اهل البیت قم،دارصادر بیروت،وفات:284هج.   

کتاب تاریخ عمومی است واز تاریخ آدم(ع)شروع نموده وپیامبران الهی را شرح می دهد.ازجلد دوم از ص341 تاریخ دولت عباسی شروع می شود.

شادروان زرین کوب در ص34مقدمه تاریخ ایران در باره ی ابن واضح می نویسد:«گویا اواز موالی بوده ومذهب شیعه داشته.بیان اودر باره ی عباسیان،با بیان مورخین عصرش تفاوت دارد.کتاب اومشتمل برتاریخ عمومی امم وملوک وانبیاء است وتاریخ اسلام وخلفا را تا سال 252 هجری در بردارد.» 

17-«الکامل فی التاریخ»نوینده:عزالدین ابن الحسن علی بن ابی الکرام معروف به ابن اثیر،دارصادر،بیروت،1385هجری/965م. 

کتاب تاریخ عمومی است و12جلد دارد.سلاطین ایرانی را نیز متذکر شده است. 

 از جلد5درخلافت بنی عباس میباشد،چگونگی سرنگونی بنی امیه را شرح می دهد وشامل جزییات بیشتری است. 

18-«التاریخ الباهر فی الدولت الاتابکیه» تالیف ابن اثیرالجزری(555-630هجری)تحقیق دکتر عبدالقادر احمدطلمیان،دارالکتب والحدیث بالقاهره.عربی. 

265صفحه داردودارای فهرست اعلام واشخاص وغیره می باشد.اگرچه کتاب مربوط اتابکیه است اما تاریخ استیلا یا انقراض بعضی از دولت های هم زمان نیز بیان می داردوبرخی از دولت های عباسی را ذکر می کند وچگونگی سقوط فاطمیان مصر وروی کار آمدن عباسیان را بحث می کند.   

19-«شیعه و زمانداران خودسر»مولف:محمد جواد مغنیه.مترجم:مصطفی زمانی.تحقیق،تحصیح:محمدباقر مقدسیان،کاظم ملایی.ناشرانتشارات برگ شقایق.چ اول.81 

کتاب 405ص دارد وشامل 6بخش وچندین مقدمه وخاتمه ای در اخراست.بخش جهارم به بنی عباس تعلق داردبنی عباس از نارضایتی مردم علیه بنی امیه بهره جسته به قدرت می رسندکتاب با استفاده از حکایت های تاریخی زمانداران عباسی واعمال خشونت بار وناعادلانه انان به تحلیل قضایا وشرایط پیش رو می پردازدوچگونگی اسوءاستفاده عباسیان از وجود شعراءرا بیان می دارد.نویسنده لبنانی است ومتولد1904م بوده ودر ابتدای کتاب زندگی نامه او امده است. 

20-«دولت عباسیان»مولف:محمد سهیل طقوش.ترجمه:حجت اله جودکی.با اضافاتاتی از رسول جعفریان.پژوهشگاه حوزه دانشگاه.چ چهارم. 87.قم. 

کتاب321صفحه و11فصل دارد،مطالب تفصیلی بیشتری در حکومت عباسی وحوداث جانبی پیش آمده؛ در بر داردوتاثیرابومسلم خراسانی در به قدرت رسیدن عباسیان وحکومت های ایرانی وقیام های ایرانیان در برخورد با اعراب را بررسی می نماید.

 

در این میان می توان به منابع زیر هم مرا جعه نمود:

1- احمد بن خلکان - وفیات الا عیان جلد 4

2- ابن کثیر - البدایه و النهایه

3- احمد شبلی - خلافت عباسی

4- دکتر عزیزالله بیات - تاریخ ایران از ظهور اسلام  تا دیالمه

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Wed 19 Nov 2014 و ساعت 14:14 |

 نگاهی به مقوله شهادت در داستان  سووشون

از نگاه زنده یاد سیمین دانشور

 

 توجه به آيين هاي اساطيري و ديني در داستان

بازگشت به آيين اساطيري وديني در داستان، با كاربرد واژگان خاص و متناسب با اين موضوع، هويت ايراني را درمقابل ديگري برجسته مي كند . اين ويژگي در اثر از طريق اسم سازي و همنشيني واژگان(ازجمله انتخاب نام سووشون براي رمان؛ توجه به شخصيت- هاي اساطيري چون رستم، سهراب، سياوش؛ توجه به مراسم سووشون)، جنبه هاي استعاري شخصيت يوسف، تضاد واژگان با انتخاب ايراني و غير (استعمار )، برجسته شده است.

عنوان داستان سووشون است كه رسم عزاداري سياوش است. سياوش قهرمان اساطيري است. انساني پاك و وارسته است كه بر هواي نفس غلبه كرد و به نامادري خودش خيانت نمي كند. رستم شخصيت اسطورهاي و قهرمان ايراني است كه مهمترين خصلتش دفاع از مرز و بوم ايراني است و منجي مردم در حفظ نام و ننگ و آبرو و آوازه ايراني است.
سهراب فرزند رستم است. گرچه بر اثر غفلت در جواني و نابهنگام كشته مي شود، فرزند رستم و از نياي ايراني است و به دنبال آن است كه رستم را بشناسد و بر تخت بنشاند و افراسياب و دشمن را از بين ببرد. در سووشون همه اين موارد به كار رفته و برجنبه ملي و ايراني داستان افزوده است، بنابراين انتخاب اين شخصيتها در داستان ذهن خواننده آشنا و ايراني را براي دفاع از هويت خود و نيز نگرش نويسنده آگاه مي كند.

توجه به سنت هاي مذهبي و با اهميت شمردن آنها، جاي جاي داستان آشكار است . توجه به مكان هاي مقدس در شيراز كه در بخش قبلي به آنها اشاره شد، از جمله اين كاربرد است. مكان هايي چون باباكوهي، هفت تن، شاه چراغ، كوه مرتاض علي از جمله اين مكانهاست.

توجه به شخصيت هاي پيامبران و ائمه شيعه و اهميت شهادت و كاربردشان نمونه اي ديگر از اين انتخاب واژگاني است. وقتي جنازه يوسف را به خانه مي آورند، خان كاكا مي گويد بنويسيد به مناسبت درگذشت ... ؛ عمه خانم مي گويد بنويسيد به مناسبت شهادت ... ملك رستم هم مانند عمه خانم عقيده دارد كه بايد بنويسيد شهادت نه درگذشت. بدين ترتيب رمان پس از مرگ يوسف تبديل به اثري در تجليل شهادت مي شود.

زري درروز تشييع جنازi يوسف، از سخنان عمه خانم كه درباره انتقام و زنده نگهداشتن ياد يوسف است به ياد حضرت زينب(س) مي افتد. درهنگام تشييع جنازه يكي از لوطيان شيرار، به نام ماشاءالله قري به سرپاسبان كه قصد ممانعت از تشييع جنازه دارد، مي گويد » : سركار داشيت را كه مي شناسي. وقتي حرفي زد روي حرفش مي ايستد. ما قصد آشوب كه نداريم. عزاي همشهريمان را گرفته ايم . انگار كن اينجا كربلاست و امروزعاشوراست. تو كه نمي خواهي شمر باشي ( سووشون 298 )

مادر يوسف به كربلا مي رود تا مجاور شود. عمه خانم نيز مدتهاست كه مي خواهد به كربلا برود و مجاور حرم امام حسين شود؛ اما پس از دفن يوسف مي گويد : شهيد من همينجاست، كاكاي من همينجاست. كربلا بروم چه كنم. (سووشون 304 )

اين اشاره به واقعه كربلا بر بعد حماسي اثر مي افزايد. خوانندگان فارسي زبان كه با روح واقعي قيام امام حسين(ع) و نهضت عاشورايي آشنا هستند، هنگام خواندن رمان بين اين دو واقعه و شخصيتها و مضمون شهادت و شهادت امام حسين(ع) و مرگ سياوش ارتباطي مي يابند و از پيام رمزي رمان كه دعوت به قيام عليه ظالم و حتي به بهاي از دست دادن جان و شكست ظاهري باشد، بيش از پيش متأثر مي شوند.

تضمين آيه هاي قرآني در كتاب از اهميت نقش مذهب نزد نويسنده حكايت مي كند. »خدا براي دوستي دل خودش تو را آفريده، فتبارك الله احسن الخالقين.« )همان 160) عمه خانم آيه منقوش روي دررا خواند كه" : انا فتحنا لك فتحاً مبينا " (همان 157)

یادش هماره گرامی

يوسف در سووشون پيوندي نمادين با شخصيت هاي مذهبي چون امام حسين (ع)، نماد راستگويي، عدالت خواهي، حقطلبي، وفاي به عهد، استقامت، ايثار و رنج ديدگي است . همچنين نماد پاكي و زيبايي و در عين حال زيبايي يوسف پيامبر و حتي به قرينه جمله فريادرسي مسيح، نماد فريادرسي و مهرباني مسيح و به تعبير خود دانشور ، يوحناي شهيد است

پيوند شخصيت امام حسين(ع) سياوش و يوسف

دانشور براي غني كردن و پروراندن رمان سووشون از اسطوره سياوش الهام و تأثير پذيرفته است. اسطوره سياوش از جاودانه ترين خاطرات ازلي ذهن و انديشه ايرانيان است. يوسف درمان يادآور سياوش است. گلشيري معتقد است، نويسنده بخشي از اثر را به بيان رمزي در سووشون اختصاص داده و از نظر مفهوم، سووشون اشارتي است به مراسم سياوشان كه ادامه اسطوره ايراني است. و در اين رمان، آنچه بر يك شخص يعني زري رفته، همان است كه بر همه مردم رفته است. (گلشيري، 1376: 149-151 )

در پايان رمان اشاره صريح به واقعه كربلا و شهادت امام حسين(ع) و پيوند آن با سوگ سياوش و كشتن سياوش در غربت، جنبه رمزي ايستادگي و قيام در برابر ظالم را ميرساند. براي كشف جهان بيني و تلفيق اسطوره سياوش و قيام امام حسين (ع) و پيوند با عناصر اجتماعي در زير به بررسي پيشينه اين ارتباط ها پرداخته مي شود.

شباهت هاي زياد بين منشأ عزاداري امام حسين و اسطوره سوگ سياوش به شيوه هاي مختلف مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته است و شباهت هاي زياد كه بين اسطوره سوگ سياوش و روايت ها و مقتل ها و تعزيه هايي است كه درباره حماسه عاشورا بيان شده، اثبات شده است.

سياوش يك شاهزاده ايراني و از خانداني شريف و با اصل و نسب است كه در اثر توطئه شوم مجبور به ترك ديار خود ايران زمين شده است و راهي سرزمين بيگانه، توران زمين مي گردد.

او درآنجا به شيوه اي دردناك وغم انگيز وغريبانه و مظلومانه، با تعدادي اندك از يارانش در برابر خيل عظيم دشمن كشته مي شود و سرش از بدن جدا مي گردد و جسم او بي تابوت و گور و كفن در بيابان رها مي گردد.

در حادثه عاشورا و درگذشت امام حسين(ع)، بر اساس مستندات تاريخي ذكر شده است كه امام حسين نيز ديار خود، مدينه، و همجواري با حرم مطهر جدش پيامبر (ص) و قبيله و خاندان خويش را ترك كرد و با تعدادي اندك از ياران خويش به سوي ديارغربت رهسپار شد؛ البته توطئه شوم خانوادگي، آنچنان كه در اسطوره سياوش آمده است در كار نبوده است.
چنانكه ياران امام حسين اندك بودند و در برابر خيل عظيم سپاه يزيد قرار گرفتند، سياوش نيز با تعدادي اندك از يارانش با سپاه فراوان دشمن كارزار كرد .كشته شدن جملگي ياران با وفا در حماسه كربلا و سوگ سياوش تكرار شده است.

امام حسين(ع) در كربلا اسبي دارد به نام ذوالجناح كه بر اساس برخي روايات و آنچه در تعزيه ها آمده است، امام حسين و خاندانش با اوگفتگو و درد دل دارند . همچنين سياوش اسب سياه رنگي به نام شبرنگ دارد كه در روايت فردوسي، وداع سوار با مركب خويش چنين آمده است:

بياورد شبرنگ بهزاد را كه دريافتي روز كين باد را
خروشان سرش را به بر در گرفت لگام و فسارش ز سر برگرفت
به گوش اندرش گفت رازي دراز كه بيدار دل باش و با كس مساز (شاهنامه 288)

يا:
سياوش چو گشت از جهان نااميد بر او تيره شد روي روز سپيد
چنين گفت شبرنگ بهزاد را كه فرمان مبر زين سپس باد را
همي باش بر كوه و در مرغزار چو كيخسرو آمد تو را خواستار
ورا بارگي باش و گيتي بكوب ز دشمن زمين را به نعلت بروب(همان)

 

یادش هماره گرامی باد

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Tue 18 Nov 2014 و ساعت 11:27 |


What should be believed as an article is to create opportunities for courageous people. Poor people sit and wait for opportunities.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Mon 10 Nov 2014 و ساعت 19:55 |
  عبدالرحمن بن احمد بن محمد جامي، صوفي اديب نحوي و شاعر ماهر در سال 817ق در جام در خراسان به دنيا آمد. وي در فنون طريقت از مريدان نقشبنديه بود و ارتباط فراواني با پير طريقت داشت. جامي را شيعه دانسته اند و اشعار پرشوري را در مناقب اهل بيت از او نقل مي نمايند. ولي گويا وي مذهب خود را پنهان مي ساخته و تقيه مي کرده است. اشعه اللمعات، بهارستان، چهل حديث، ديوان اشعار، سلامان و آبسال از جمله تصنيفات وي مي باشند. غزليات جامي بسيار شيرين و گاهي تلفيقي از عربي و فارسي هستند. وي را خاتم شعراي بزرگ پارسي گوي خوانده اند. در اشعار جامي، افکار صوفيانه ، داستانها، حکمت، اندرز، تصورات خيالي و غنايي، به وفور ديده مي شود. او در مثنوي هاي خود روش نظامي را تقليد مي کرد و در غزل از سعدي و حافظ پيروي مي نمود. با اين حال نبايد جامي را از ابتکار مضامين تازه و قدرت بيان و لطف معاني در اشعارش بي بهره دانست. جامي با آن که کمتر به مرتبه و جايگاه استادان بزرگ پيش از خود مي رسد، ولي از آن جهت که خاتم شعراي بزرگ پارسي زبان است، داراي اهميت و مقام خاصي است. جامي در سال 898 ق در 81 سالگي در هرات چشم از جهان فرو بست.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Mon 10 Nov 2014 و ساعت 19:47 |

 serenashimtv (2)serenashimtv (6)

به گزارش خبرگزاری ،هنوز رسانه‌ها مشغول انعکاس و انتشار خبر اتهامات دستگاه امنیتی ترکیه به او بودند. هنوز چند ساعتی از مصاحبه‌اش که گفته بود تحت نظر است و هیچ کاری خارج از ضوابط رسانه‌ای انجام نداده؛ نگذشته بود که ناگهان خبر مرگ او را آوردند. سرنا شیم، خبرنگار پرس تی وی که گزارشات مستند او درباره حمایت آنکارا از تروریست‌های داعش بویژه در ماجرای کوبانی باعث رسوایی دولت اردوغان شده بود؛ روز یکشنبه هنگام بازگشت از حوزه خبری خود کشته شد! به گزارش «وطن‌امروز»‌، سرنا شیم در حالی در نزدیکی مرز ترکیه و سوریه کشته شد که از پوشش اخبار مربوط به جنگ کوبانی بازمی‌گشت. وی از صحنه‌ گزارشی در شهر سوروچ، واقع در استان اورفا در حال بازگشت به هتل محل اقامت خود بود که یک ماشین سنگین خودروی او را زیر گرفت.

این درحالی است که هویت و موقعیت راننده این ماشین سنگین مشخص نیست. شیم شهروندی آمریکایی با اصالت لبنانی است که در کشورهای لبنان، عراق و اوکراین برای پرس تی‌وی گزارش تهیه می‌کرد. او 2 کودک دارد که هر 2 ساکن لبنان هستند. خانواده این خبرنگار اعلام کرده‌اند مرگ سرنا مشکوک است و دولت ترکیه باید درباره آن پاسخگو باشد. سرنا شیم دقیقا 2 روز پس از آن کشته شد که به تهران خبر داد در ترکیه با مشکلاتی مواجه شده است. وی روز جمعه ضمن ابراز نگرانی از دستگیر شدن خود به پرس‌تی‌وی گفت آژانس اطلاعاتی ترکیه وی را احتمالا به دلیل تهیه گزارش‌هایی درباره موضع ترکیه در قبال تروریست‌های مشغول جنگ در سوریه در کوبانی و اطراف آن، به جاسوسی متهم کرده است. شیم گفت وی از معدود خبرنگارانی بوده که به دنبال داستان‌های ورود تروریست‌ها به سوریه از طریق خاک ترکیه بوده است. وی افزود تصاویری دریافت کرده که تروریست‌ها در کامیون‌های متعلق به سازمان جهانی غذا و دیگر سازمان‌های غیردولتی از ترکیه وارد سوریه می‌شده‌اند. خبرنگار شبکه پرس‌تی‌وی با اشاره به گزارش‌های خود درباره «ورود گروه موسوم به ارتش آزاد سوریه (به این کشور) و... رویت مهر گذرنامه تروریست‌های تکفیری و کسب اطلاعات دست اول مبنی بر اینکه پیکارجویان در حقیقت در این کشور (ترکیه) بوده‌اند در حالی که ترکیه همچنان سعی در کتمان این مطلب داشت،» تصریح کرد: دلیل این اتهام به طور حتم ارائه گزارش درباره سوریه بوده است. وی تصریح کرد: دولت ترکیه «مرا به جاسوسی متهم می‌کند و می‌گوید من با مخالفان ترکیه همکاری می‌کنم اما منطق حکم می‌کند همانگونه که با دیگر احزاب صحبت می‌کنم با مخالفان ترکیه نیز صحبت کنم چرا که این شغل من است.» شیم اتهامات وارده به خود را به صراحت رد کرد و گفت: از این اتهامات «شگفت‌زده» شده‌ام «زیرا چیزی برای پنهان کردن ندارم و غیر از وظایف شغلی خود کار دیگری انجام نداده‌ام».

serenashimtv (9)

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Tue 21 Oct 2014 و ساعت 11:27 |
 
Iran has a long history of art, music, architecture, poetry, philosophy, traditions, and ideology.

The following quotes from poets belonging to a vast chronological and geographical expanse can be a proper exemplification of the devotion to Persian culture and its multimillenial penetrating existence:

همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل

"Iran is the Heart and all the universe, The Body,
Of this claim, the poet feels no regret or humility." --Nizami

که ایران بهشت است یا بوستان
همی بوی مشک آید از دوستان

"Whether one thinks of Iran as Eden or Garden,
The smell of musk abounds there from friend and companion." --Ferdowsi

بنى آدم اعضاء يک پیکرند که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوى بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

"Of one Essence is the human race
thus has Creation put the base,
One Limb impacted is sufficient
For all Others to feel the Mace." --Saadi
Inscribed on the United Nations' Hall of Nations
+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Fri 17 Oct 2014 و ساعت 18:45 |

 

عید غدیر بر عاشقان واقعی آن حضرت همام خجسته باد

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Mon 13 Oct 2014 و ساعت 11:40 |
 

 دگردیسی فرهنگ موسیقی در ایران!

 

 

 

فرهنگ هر ملتی آمیزه ای از اساطیر،حماسه ها،سنت ها وآدابی است که در طول گذر سالیان دراز پدید آمده.به  گونه ای که حتی قرائت متون مذهبی با صدای خوش ،به آن رنگی دیگر می بخشد.در عین حال مردمان هر دوره به همراه حاکمیت عصر خویش که تاثیری متقابل بر هم نهاده اند در این فرهنگ سهم خویش را با اشکال گوناگون ایفاء نموده اند.با وجود فرازو نشیب هایی که موسیقی ایران به خود دیده که از نگاه برخی  در طول زمان مورد بی مهری و  غضب قرار گرفته و از سویی دیگر بدان پرداخت بیشتری گشته است، با این وجود دوران موسیقیایی ایران یا در دربار گذشته و یا انکه در کنج خانه های خلوت ارام ارام به رشد و تعالی خود ادامه داده است.بی تردید موسیقی همانند بسیاری از علوم از زمانی که در دربار پادشاهان و حاکمان قرار گرفت هر چند بیشتر در تعامل با حاکمیت بوده و دریافت مواجب و حقوق از آنان اشخاصی درباری ساخت مانند بسیار از دانشمندان دوران گذشته که به هر علتی خدمت دربار کرده اند  کسانی که بهره های فراوانی  از علوم و فنون داشته در عین خدمت به خلق خدمت دربار نیز می کرد ه اند.اما اینک زمانه تغییر یافته دیگر جامعه امروز خادمان و چاکران شعر و موسیقی دربای را نمی پذیرد.جامعه تعالی خویش را در استقلال و ماندن برای خدا و خلق خدا می بیند،اما بدون توجه دولتمردان امکان سیر و ترقی هر چیزی حتی موسیقی  در جوامع غیر دمدکراتیزه ، تا حدودی  امکان ناپذیر جلوه می کند.اما سوی دیگرش می توان به این باور نیز رسید که  اگر موسیقی  در بطن و وجود یک جامعه قرار گیرد ،امکان به قهقرا بردن و نابودی آن امکان ناپذیر است.شاید بتوان حصارها را بلند کرد و فاصله  موسیقی اصیل را با  جامعه افزایش داد،اما سیرزندگی انسان خود موسیقیایی دارد که بدون آن زندگی خشک و بی روح جلوه می کند.به گمانم ،منظور از موسقی برای هر ملتی بیان احساسات درونی در قالبی است که انسان را به شور و وجد بیاورد به عبارتی نوای خوش یک نی،تار،و یا گیتار و ویلن ،نه با این خاطر که تنها خاطر خوشی را برای دیگران بسازد،بلکه به ان منظور نواخته می شود که نوازنده را به آنچه که می خواهد بیانش کند در ترنم خوش سازش شکلی از رنگ های موسیقیایی به خود بگیرد.

آنچه را که به گمانم باید یادآور شوم این است که موسیقی نواختی است که نیاز به سه شرط اساسی دارد:

1-      نوازندگی مناسب

2-      مکان مناسب

3-      شنوندگان مناسب 

 توجه به این سه اصل اساسی مهم ترین رکن در ایجاد آثاری خواهد شد که بیش از همه برای مردم خاطره انگیز خواهد شد،هر چند که بهترین و زیباترین شکل موسیقی ما اغلب در بداهه نوازی و یا در خلوت نشینی اهل موسیقی شکل گرفته با وجود این شرایط سه گانه فوق سبب می شود که در شکل شنیداری موسیقی، اهل موسیقی پی به اهمیت و کیفیت موسیقی ببرد و تنها عوام را در شرایط شنیداری مطلوب قرار ندهد.هر چند اینک موسیقی اصیل ایرانی درگیرو دار اصالت و سنت و پدیده های نوظهور به گفتاری پاپ سنتی درگیر است و به شکلی یادآور موافقان و مخالفان  شعر سنتی و شعر نو گشته ،اما بیرا هه های موسیقی بیش از شعر خود را نمایان ساخته است.منظورم این است که گاهی از اهل موسیقی سخنان و نوشتاری به دست می آید که انتظار نمی رود،در این میان یکی که از عوام زدگی در موسیقی سنتی سخن می گوید ،دیگری را متهم می سازد که سنتی خوان نیست،آن سو یکی دیگر اهل فنی را به دور از موسیقی علمی و روز قلمداد کرده و او را و مقلد گذشتگان معرفی می کند و بسیاری دیگر که در این مقوله کوتاه جای آن نیست،در این میان در گردهمایی و همایش گاه و  بیگاه  موسیقی  با کلماتی همانند تحسین،تعریف،تمجید،تخریب،تادیب،افترا،ترغیب و کلمات مشابه در مدح یکی یا ذم دیگری مواجه می شویم.عجب آشفته بازاری است این موسیقی.حال آنچه به نظر شنونده و خواننده چنین مقالاتی خطور می کند بی تردید،به یاد آشفته بازار اقتصاد و سیاست و اجتماعی می اندازد که موسیقی پاپ ما نیز از آن مبری نیست. که با خرج  اندکی پول با یک دوره آواز  یکی دو  ماهه می توان آلبومی را بیرون داد که شاید عامه ی ، امی در موسیقی را فریفت و شاید دست به تحسین گشاید اما عمر آن بیش از چند روز نخواهد بود.

در هر حال این مقاله کوتاه بر آن نیست تا به شرح ظهور و یا سقوط موسیقی بپردازد بلکه منظور این است  همانطوری که فرهنگ و سنت پایدار ایران زمین دستخوش تغییر غیر انتظار و بازیچه ای در دست نااهلان گشته،موسیقی و هنر نیز دستخوش تغییراتی گشته که شکل خود را  از ساختاری جاودانه به روزمرگی و پایان اندوه بارش نزدیک  و نزدیک ترمی سازد.موسیقی پیشینیان در آن دل سوختگی،رنج و تحمل شدائیئ بسیاری را در حافظه تاریخی خود به یادگار گذاشته ،در این بودن و هستند کسانی که همچنان پایداری به خرج داده و به حفظ و صیانت فرهنگ اصیل ایرانی می پردازند،اما هنر و فرهنگ نیازی که باید یک جامعه را با خود داشته باشد ترسم از آن است که ه در این میان شاید آنچه  به گوش نرسد ،فریاد باشدو بس .

 

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sat 11 Oct 2014 و ساعت 21:51 |


Powered By
BLOGFA.COM