X
تبلیغات
ایران، و فرهنگ وتمدن جهان

صفحه نخست:ضد یاد یعنی هر چی تا حالا تو یاد داشتی باید فراموش کنی ،حالا فرقی نمیکنه که این یاد خوب باشه یا بد.ضد یاد یعنی اینکه باید هر خاطره ای که در ذهن داری به فراموشی بسپاری تا چیزی رو که برات می نویسن و نشون میدن تو ذهن بسپاری و هی یاد کنی و فریاد بزنی،ضد یاد یعنی اینکه تاریخ ،دموکراسی،آزادیهای مدنی،حقوق شهروندی،جنبش های فمنیستی و هر چیزی که یاد اون باعث تحول و تفکر و دگر اندیشی میشه رو باید فراموش کرد.ضد یاد یعنی اینکه باید یاد بگیری که خود سانسوری کنی و خودتو به کوچه ی علی چپ بزنی.تاریخ ملتها رو میشه دوباره هم نوشت ،اما بستگی داره که این تاریخ رو کیا بنویسن.به گمانم تاریخ به مثابه ی دیالوگ هایی است که شاید بشه اونها را از یاد بعضی ها برد اما دیالوگ تاریخی در میان یک ملت به معنی مکانیزم تاثیر گذار و تاثیر پذیر متقابل است .یادمون باشه خاطرات از یاد میرن اما فراموش نمیشن!!!

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sat 25 May 2013 و ساعت 16:37 |
 در میان عامه مردم ضرب المثلهایی روایت می شود ، که حکایت از دوران خوب و بد تاریخ دارد.بی تردید ایران در طول تاریخ خود با اینکه از ثروت بیشمار خدادادی برخوردار بوده ،اما نه تنها هیچگاه این ثروت بطور درست و یکسان میان ملت تقسیم نشد ،بلکه در دورانی چند ایران شاهد تهاجمات بی رحمانه بیگانگان به ایران و نیز با تهاجم فرصت طلبان و زر اندوزانی که میلیاردها ثروت را به جیب می زنند،مواجه بود که آنان را از هستی ساقط می کرد.همین عدم اطمینان از حوادث روزگار و زخمی که از خودی و بیگانه به این ملت وارد گردید سبب گردید تا در میان این ملت که از شدائد روزگار به خدا و دوستان خود پناه می بردند در غالب طنز و یا ضرب المثل حکایت روزگار خویش را بیان کنند.

اگر قدری کنجکاوانه در میان مردم  گوش دل بسپاریم ، این ضرب المثل زیاد به گوش می رسد که: « چراغی که بر خانه رواست بر مسجد حرام است» از دیدگاه روانشناسی تاریخی ،این یک اصل بدیهی است که سیاه بازی،طنز، و ضرب المثلها گویای حوادث سیاسی اجتماعی و اقتصادی و حتی فرهنگی هستند.مردم بی جهت از این عوامل در زندگی خود استفاده نمی کنند ،جز آنکه در درون خود احساس خلاء و یا کمبودی می کنند.با رشد تکنولوژی،امروزه،ارسال پیامهای کوتاه از طریق موبایل به یکدیگر گویای همین احساس ناامنی در جامعه و در واقع  نوعی پروتس به واقعیت های موجود جامعه است.

وقتی پای صحبت مردمی می نشینی که پیش از بروز مشکلات اقتصادی درب خانه ی خویش را به سوی آشنا و غریبه می گشودند و مهمان را حبیب خدا می دانستند. اینک با یکدیگر نجوا می کنند که ،دیگر آن چراغی که بر سردری خانه روشن می گذاشتم تا بدانند این خانه زنده است و کوچه تاریک را روشنی بخشد تا رهگذر شبانه به آن روشنایی دل گرم گیرد را  ، خاموش می کنم. وقتی پا به خیابان می گذارم و صندوق صدقات را می بینم دست در جیب نمی کنم،دیگر نمی توانم مانند گذشته بنا به نظر پیامبر گرامی صلحه رحم به جای بیاورم و اعضای خانواده و دوستان را گرد هم جمع کنم. دیگر دست ناتوانی که نیازمند است را نخواهم گرفت. اگر مستمندی با نگاهش دل مرا به درد آورد باز هم در خود توان یاری رساندن نمی بینم.اگر در راه مسافری جا مانده ببینم چه آسان از پیش رویش می گذرم،اگر قلبی اندوهگین و غم آلود را ببینم سینه ی خویش برای شنیدن درد او نمی گشایم. چراغ ها خاموش پرده ها کشیده ،در پستوی خانه در این اندیشه ام که کدامین پنجره ی خانه را به سوی آفتاب عالمتاب بگشایم ،دیگر کدام کلام و ضرب المثلی می تواند خاطر پریشان مرا مرهمی نهد یا در کنار کدامین دوستان می توانم لختی آسوده خاطر همه چیز را به فراموشی سپارم و یا آنکه راه دیگری برای فراموشی و به اوج رسیدن سراغ دارید.همچنان تشنه ی آسوده بودن ،روی به سوی پرده ی نقاشی خورشید  در زمین و آسمان دارم.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Mon 20 May 2013 و ساعت 16:35 |

می گویند گاهی انتخاب میان بد و بدتر است ،ایرانیان دوره ساسانی که در تلاطم ستم حاکمیت زمان به تنگ آمده بودند و روحانیون دوران نیز غرق در مال اندوزی و فریب بودند در جستجوی پناهگاهی برای خود،گمان کردند با رویکرد به سمت عرب بادیه نشین راه رهایی از این ستم را خواهند یافت اما به گفته ی دکتر زرین کوب و بسیاری مورخان دیگر ،زمانی که عرب بر ایران تاخت دیگر مجالی برای آزادی و رهایی باقی نماند.ایرانی انتخابی را پذیرفت که پس از آن حق سوار شدن بر اسب را نداشت و اگر عربی پیاده بود ایرانی می بایستی اسب خویش به عرب دهد،ایرانی حق نداشت درب خانه ی خویش به روی غرب ببندد،ایرانی حق نداشت کفش به پا کند .ایرانی حق نشستن در جایی که عرب نشسته است را ندارد و بدون اجازه ی او حق نشستن ندارد و ایرانی اگر علیه عرب طغیان کند پیشانش را به داغی سنگین تا ابد مهر می کردند.آری ایرانی هماره حق انتخاب دارد اما او  هیچگاه نتوانست میان خوب و خوبتر کسی را برگزیند تا آرزو های چندین ساله اش را به واقعیت مبدل سازد.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sun 19 May 2013 و ساعت 0:33 |

به گمانم یادگاران فردوسی پاکزاد آن اندازه از تاریخ بزرگ ایران را در پی می گیرید،که برای هر ایرانی و غیر ایرانی آشنا و گویاست.

فردوسی بزرگ در دورانی از تاریخ ایران پدید آمد که هنوز ایران از رخداد غم انگیز تسلط عرب که زبان و فرهنگ کهن ایران را و خط و زبان را به نکوهش می گرفت زمان زیادی نگذشته بود، که ترکان به ایران تاختند.ترکان نیز سعی داشتند تا فرهنگ و گویش خود را در ایران غالب سازند،اما رویکرد بزرگ مردان تاریخ ملی ایران هرگز نپذیرفت و حاضر نشد که به زیر پای خوکان دُر لفظ دری بنهد. پاسداشت و نگاهبانی از فرهنگ متبلور ایران ملی و آنچه که اینک به زبان پارسی مشهور است بی تردید بدون وجود فردوسی امکان پذیر نبود و  به این پایه نمی رسید.

در دوران معاصر ایران که عرب زدگان سعی در پرورش فرهنگ عربی دارند،به گمانم بیش از یورش غمبار و ویرانگر عرب و ترک و مغول به ایران ضربه زده است.پیراستن جان و تن از هرگونه فرهنگ غیر ایرانی کمال ایرانی است.سود جستن از فرهنگ دیگر اقوام در دنیای کنونی رد شدنی نیست،آنچه باید از اذهان خارج ساخت چشم و کوش بسته تسلیم و پذیرش یک فرهنگ و زبان بیگانه است.

شادمانم از اینکه در کشوری زندگی می کنم که نامم با نام بزرگانی همچون کوروش  بزرگ،بزرگمهر، پورسینا، فردوسی، و دیگر زنان و مردان نامی ایران پیوند می خورد که برای حفظ نام ایران و ایرانی از جان و مال خود گذشتند.

دورد فراوان به هر ایرانی عاشق ایران و فرهنگ ایرانی

یادگاران فردوسی بزرگ هماره در دلها جاویدان

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Wed 15 May 2013 و ساعت 15:51 |
صفحه نخست:بی تفاوتی مردم در دورانی چند از تاریخ ایران باعث گردید تا تاریخ ایران به ورطه ی نابودی کشانده شود.( هر چند سرانجام ایرانی سیادت عرب را یکسره بر باد داد)در روزگاران پایانی ساسانیان که ایرانیان از فساد و حکومت مطلقه استبدادی حاکمیت زور به همراه نابخردی عالمان مذهبی آن دوران که کتاب اوستا را با نیات خود همراه می ساختند، چیزی برای مقاومت باقی نگذاشته بود.این بی تفاوتی به عرب اجازه داد تا میراث چند هزار ساله ی ایران را بر باد فنا دهد.ایران و ایرانی تسخیر شده به موالی ( همانند برده)معروف شدند. به گمانم حکایت ایرانیان در این دوران همانند بردگان  سیاهی بود که پا به قاره ی جدیدی می نهادند.پذیرفتن حضور عرب در خاک ایران نتایج تاسف باری را به همراه داشت.زیرا آن ها( ایرانیان) از تمام حقوق و شئون اجتماعی بی بهره بودند،عرب با آنها بر سر یک سفره نمی نشست،با آنها در یک ردیف راه نمی رفت،در مجلس آنان موالی حق نشستن نداشت،در جنگ ها باید پیاده را می پیمود،از غنیمت جنگی سودی نمی بد،اگر ایرانی سواره و عرب پیاده است ایرانی باید اسب خویش به عرب دهد،ایرانی حق بستن درب خانه ی خویش به روی عرب ندارد و هزاران مورد دیگر.
آری بی تفاوتی ایرانیان به سرنوشت خویش تاریخی را رقم زد که شاید هرگز از تاریخ ایران پاک نشود.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Fri 10 May 2013 و ساعت 9:9 |
صفحه اول:هیچ روزی را ندیدم تا به این اندازه هنر بازیچه،هنر سخره،هنر مسخ شده در دستان بی هنران.تابوتی ساخته از هنر به ره قبرستان.بی گمان اندیشه در این بود،که با گور سپردن همه چیز بر باد است.پاک و دست شسته ی ذهن گژاندیش،زهی گمان باطل که هنر در قلب خاک باردیگر جان می گیرد ،جوانه می زند،زندگی آغاز می کند و گیتی به ساز آن آواز سر می دهد.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Tue 7 May 2013 و ساعت 9:15 |

در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.


موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.


علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.


+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sun 5 May 2013 و ساعت 20:29 |

به هر سو می نگرم فرشتگانی میبینم که در قالب انسانی  ،همه جا نام و یاد و خاطره آنها زینت بخش روزهایی است که شادی ها و غم ها را بدون هیچ چشم داشتی بر دل و دیده نهاد تا مبادا گزندی بر تن و افسوسی بر دل بماند.ایزدان آسمان و زمین در ستایشش ناتوان و نشانه و رمز آفرینش و دنیای معنوی اند،پیوندی روشن و انکار ناپذیر.


+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Tue 30 Apr 2013 و ساعت 20:18 |


Powered By
BLOGFA.COM