در ایران باستان حکمت و دین به شکلی با هم در آمیخته بود و مغها و موبدان حکمای عصر محسوب می شدند.فلسفه در واقع دانشی بود که اغلب در میان دو قشر حکومت و مذهب رد و بدل می شد.زیرا هر دو نیازمند به منابع و کتبی بودند تا بتوانند از آن برای گسترش اندیشه فلسفی خود سود جویند به همین سبب در اغلب موارد هم پادشاه و هم عوامل مذهبی آن مروج اندیشه فلسفی و اغلب در پی آن بودند تا با ساخت مدارس دولتی و مذهبی فلسفه خاص خود را گسترش و تعلیم دهند.بی تردید درک اندیشه فلسفی برای عامه مردم امکان پذیر نبود و تنها افراد و گرو ههای خاصی می توانستند از آن بهره جویند.عمق خاص تعالیم فلسفی نیازمند به هوش و درک بالایی داشت به همین دلیل بود که در ایران باستان افرادی همانند بزرگمهر و در دوره اسلامی فلاسفه بزرگی مانند ،پور سینا و یا فارابی پا به عرصه وجود نهادند.

دانش دوستی ایرانیان در دوره ساسانیان بیش از پیش مشهود است وجود منابع به زبان پهلوی و سپس منابع اسلامی موید این نکته می باشد.در اینجا می توان به این نکته اشاره کرد که در سال 529 م زمانی که ژوستنین امپراتور روم دانشگاه روم را تعطیل و هفت نفر از حکما را از تعلیم فلسفه منع نمود اینان به ایران پناه آوردند و چندی در دانشگاه گندی شاپور اقامت گزیدند. در معهده ای که انوش روان در سال 533 م با رومیها بست شرط کرد که بدون مزاحمت آنانرا اجازه بازگشت به وطن و تعلیم عقاید فلسفی خویش دهند.بی تردید وجود دانشگاه گندی شاپور و همچنین پادشاه هوشمندی مانند انوش روان بدون دانستن فلسفه نمی توانست مروج و گسترش دهنده این دانش باشد.از سوی دیگر منابع نیز اشاره دارد که انوش روان بارها با فلاسفه و دانشمندان در دربار خود گفتگو می کرده است.از سوی دیگر یکی از مواردی که مانع از این میشد فلسفه در ایران قدیم آنچنان که باید رشد نیابد درواقع امتیاز آموزش و تعلیم برای طبقه خاصی بود که اغلب امکان تعلیم برای سایر گرو ههای مردم را فراهم نمی ساخت.

در طول تاریخ ایران در هر دوره ای که انقلاب یا حرکتی صورت می گرفت این امکان فراهمن می شد تا برخی از گرو های طبقه متوسط بتوانند امکان درس خواندن را بیابند به عنوان مثال در دوره حمله اعراب ایرانیان از بسیاری امتیازات خود بازماندند و تنها زمانی که اعراب توان اداره حکومت را در خود ندیدند ایرانیان نه تنها در حکومت بلکه در امور دینی و علوم زمان خود وارد شدند.حتی می توان به دوره معاصر اشاره کرد که با اشارات و تلاشهای امیر کبیر و یا عباس میرزا بار دیگر امکان آموزش برای طبقه متوسط نیز فر اهم شد هر چند شاه ( ناصرالدین شاه) موافق بود ،اما پس از دانستن این موضوع که آگاهی قشر دانشجو و جوانان برای حکومت به عنوان یک خطر جدی محسوب می شود اغلب کسانی را به اروپا گسیل می کردند که تایید کننده حاکمیت باشند.در این میان در دوره های بعد میز اغلب دو گروه حکومتی و مذهبیون که از سرمایه و روابط کافی برخوردار بودندباز هم توانستند گوی رقابت را ربوده و تعلیم و آموزش را در انحصار حکومت و شرکای مذهبی خود قرار دهند.

اینک فلسفه را نمی توان در اختیار و انحصار افراد و یا گروه خاصی دانست مطالعه فلسفه به انسان بینشی می دهد که امکان دخل و تصرف اعمال عقل گرایانه را از او باز نمی ستاند.انسان فلسفی می اندیشد و به آنچه می گوید اطمینان دارد و بر آن صحه می گذارد.در دنیای کنونی هر انسانی از یک فلسفه ذاتی و یک فلسفه اکتسابی برخوردار است در این میان کسانی موفق خواهند بود که فلسفه خود را با انسانیت،حقیقت ،و الهیات پیوند زنند.

 

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Fri 11 Jul 2014 و ساعت 17:34 |

 

روش صحیح تغذیه در ماه رمضان یکی از موارد مهمی است که لازم است مورد توجه قرار گیرد تا از عوارض جسمی و یا عصبی جلوگیری شود. در غیر اینصورت ممکن است عوارضی حاصل شود که یا روزه گرفتن را عامل آنها محسوب کنند و یا اثرات آن باعث عدم تداوم روزه گرفتن گردد.

بطور کلی چهار فاکتور در تغذیه در ماه رمضان باید مورد توجه قرار گیرد که عبارت اند از:

الف- زمان غذا خوردن، ب- میزان غذا خوردن، پ – چگونه غذا خوردن، ت- انتخاب نوع غذا.

الف-تغذیه در ماه رمضان- زمان غذا خوردن:

در ماه مبارک رمضان زمان غذا خوردن اصلی سه مرحلة سحر، افطار و شام می باشد که لازم است کاملاً از هم مجزا باشند. دو زمان سحر و افطار تقریباً مشخص شده است. در سحر لازم است که طوری برنامه ریزی شود که علاوه بر زمان کافی برای ذکر و دعا و عبادت زمان کافی برای غذا خوردن در نظر گرفته شده باشد. یکی از موارد اشتباه غذایی در این مرحله تسریع در غذا خوردن در وقت سحر است که اثرش بعد از چند روز روزه گرفتن در سیستم گوارش خواهد بود مثل سنگینی معده، عدم مراحل هضم طبیعی غذا در طول روز، ترشی معده و در ادامه به ناراحتی های معده و روده دچار خواهند شد.

نکته دیگر در مورد تغذیه در ماه رمضان این است که باید به زمان صرف افطار و شام توجه داشت.نبایستی بدون درنظر داشتن حجم غذای خورده شده در افطار وارد مرحله شام خوردن شد. صرف افطار می بایست در اولین فرصت ممکن صورت گیرد تا تداخلی با زمان شام خوردن پیش نیاید.فاصله زمانی افطار و شام باید آنقدر باشد که در موقع صرف شام غذای هضم نشده در معده نباشد. زمان شام خوردن هم باید طوری برنامه ریزی شود که تا قبل از خواب زمان کافی برای هضم وجود داشته باشد و نباید با شکم پر به رختخواب رفت.

ب- تغذیه در ماه رمضان-میزان غذا خوردن:

یکی دیگر از نکاتی که در مورد تغذیه در ماه رمضان باید به آن توجه کرد میزان غذا خوردن است.یکی از مشکلات در سیستم غذایی بسیاری از افراد این است که حجم غذا تحت کنترل نیست. حجم غذای افطار باید بسیار کم باشد تا قبل از شام خوردن از معده خارج شده و امکان شام خوردن بدون اثر مضر جانبی وجود داشته باشد. حجم شام باید بنحوی کنترل شود تا هم امکان خوردن میوه بعد از شام باشد، نه تنقلات مرسوم بعد از شام بر محتویات معده فشار آورد، نه مشکلی در روند خواب پیش آید، و نه مانعی بر غذا خوردن در وقت سحر حاصل شود.

پ- تغذیه در ماه رمضان- چگونه غذا خوردن

یکی از معضلات غذا خوردن خیلی افراد سریع خوردن غذا است که معمولاً یا به دلیل محدودیت زمانی است ویا استرس داشتن در موقع غذا خوردن ویا به رسم عادت. به هر دلیل که باشد تاثیرات مضرش در روی معده بسیار شدید خواهد بود و عواقبی ناگوار به دنبال خواهد داشت. پس در ماه مبارک باید دقت داشت تا تنظیم وقت بصورتی انجام شود تا غذا خوردن در سحر، افطار وشام به تعجیل صورت نگیرد. بنابراین با آرامش غذا خوردن و در شرایط نگرانی ، استرس و ناراحتی غذا نخوردن خیلی در تأمین سلامتی دستگاه گوارش مؤثر است.

تغذیه در ماه رمضان

ت- تغذیه در ماه رمضان -انتخاب نوع غذا

یکی دیگر از نکات در مورد تغذیه ماه رمضان این است که باید توجه خاصی به نوع غذای مصرفی خود داشته باشید.غذاهایی که ما میخوریم مهمترین فاکتور تعیین کنندة سلامتی و بیماریهای ماست. با کمال تاًسف عوامل متعددی چون عدم اطلاع از مواد غذایی، قدرت هوس در انتخاب، انتخاب غذا در تنوعات مکانی-زمانی، تبلیغات تولید کننده ها، و انتخاب بر اساس قدرت اقتصادی در انتخاب نادرست غذایی ما دخالت دارند.

 

 

نکات تغذیه ایی ماه رمضان در وقت سحر:

موارد زیر در موقع سحری خوردن پیشنهاد میشوند:

-خوردن غذا های اصلی با در نظر گرفتن حجم آن، شرایط جسمی ، سنی، وضعیت های خاص روزه گیر و یا داشتن بیماری اشکال ندارد.

-بایستی از چندین نوع غذای پختنی استفاده کرد.

-یکی از نکاتی که باید در مورد تغذیه در ماه رمضان به آن توجه کرد این است که به جای اینکه معده خود را ازچندین نوع غذای پختنی پر کنید، از میوه جات، سبزی جات، صیفی جات، و نوشیدنی های سالم و چای های گیاهی متعدد که به منظور های مختلفی وجود دارند استفاده کنید.

-جای نوشابه های مضر، قندی، رنگی ودارای مواد نگهدارنده از چای های گیاهی متعدد برای تصفیه خون، جگر، کلیه ها، وشستن معده و روده از مواد نامناسبی که توسط غذاها و خوردنی ها وارد بدن میشوند ویا برای جلو گیری از افزایش کلسترول، قند، چربی، فشار خون و… استفاده نمایید.

تغذیه در ماه رمضان

حتماً از غذاهای قلیا ساز مثل میوه ها، سبزیجات، صیفی جات، و غلات نیز به همراه غذا استفاده کنید.خوردن و نوشیدن مواد غذایی را که تولید اسید می نمایند کنترل نمایید مثل: انواع گوشت، ماهی و غذاهای دریایی، لبنیات، تخم مرغ، حبوبات، خشکبار، شکر ، روغن ها وسرکه.

غذا ها را خوب بجوید زیرا بزاق قلیایی(تیالین)در اثر خوب جویدن غذا ، حالت اسیدی آن را تبدیل به قلیایی میکند.از خوردن غذا های رنگیزه دار، طعم دهنده دار، دارای مواد نگهدارنده و نیز از غذا های تصفیه شده مثل: آرد سفید، قند، نوشیدنی های شیرین ورنگی، قهوه، پنیر های فرآوری شده، آب میوه های ساختگی، سوسیس و کالباس که عوارض متعدد غیر قابل جبرانی دارند و بعضی نیز باعث خستگی روزانه می شوند پرهیز کنید.

-از خوردن نمک تا حد امکان بپرهیزید.

-یکی دیگر از نکات تغذیه ایی در ماه رمضان این است که از خوردن آب قبل از خوردن سحری خودداری کنید و همچنین از خوردن نوشابه های قند دار نیز در وقت سحر جلوگیری کنید.

نکات تغذیه ایی ماه رمضان در وقت افطار:

به دلایل مختلف غذا های افطار نباید شامل غذا های اصلی، حجیم وسنگین باشد زیرا:

-معده مدتی خالی بوده و نبایستی به یکباره آنرا به فعالیت وادا شت.

-باید معده آمادگی پذیرش شام را داشته با شد.

-ابتدا با مقداری آب گرم و خرما، خوردن را آغاز کنید.

-خوردن مقداری کمی آش بدون حبوبات توصیه می شود.

-از غذا های بدون چربی در افطار استفاده نمایید.

-از خوردن آجیل جات، بستنی، چیبس، گوشت جات، پنیر، ماست وشیر پر چرب در افطار بپرهیزید.

-در خوردن شیرینی جات در موقع افطار افراط نکنید از قند های ساده بجای قند های مرکب استفاده کنید تا بتوا نید به میزان لازم شام صرف کنید.-در خوردن نوشیدنی اصراف نکنید زیرا مانع شام خوردن خواهد شد.

نکات تغذیه ایی ماه رمضان در وقت شام:

همانطور که گفته شد سعی کنید بین افطار و شام فاصله کوتاه باشد.

-قبل از شام آب میل نکنید.

-اگر حجم غذا ی شام بیش از حد باشد، هم خواب را تحت تاًثیر قرار میدهد ، هم مانع خوردن غذادر سحر خواهد شد و هم تکرار آن باعث سوء هاضمه و بروز بیماری های گوارشی خواهد شد.

-حجم شام باید آنقدر کنترل شده باشد که جلو خوردن میوه جات را نگیرد.

-اگر بعد از شام قصد خوردن تنقلات را دارید، از قبل میزان شام را کنترل نمایید.

-آنچه در مورد خوردن سحری قابل ملاحظه است ، در مورد شام هم صادق است.

 

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sat 28 Jun 2014 و ساعت 20:53 |
 

در رابطه با نقش زن در تارخ ایران می توان به کتابهاو مقالات بسیاری استناد کرد.در هر یک از این مقالات اشارت سیاری به نقش زن در عرصه های سیاسی ،فزهنگی و اجتماعی و اقصادی شده است.اما در تمامی این مقالات می توان به اصرار در تفهیم مسئله ای مواجه شد که می خواهد به توان و قدرت زن حتی بیش از مرد بپردازد.تردیدی نیست که نقش زنان در تاریخ همه ملتها جز جدا ناشدنی از آن است،اما آکار است که زنان همواره در حاشیه قرار داشته اند و این امکان برای سالهای متمادی برایشان فراهم نبوده.البته در گذری بر تاریخ ملتها می توان دید و شناخت که زن در تمدن ایلام باستان از اعتبار بالایی برخوردار بوده و زن در ایران باستان نیز از اهیمت ویژه ای برخوردار است که نمی توان آن را نادیده گرفت.چه در دوران هخامنشی و چه در دوره ای بعد آن نقش زنان در تاریخ سیاسی و اجتماعی تا بدانجا افزایش می یابد که خواهر آریو برزن یوتاب در کنار برادرش به جنگ می پردازد و همچنین در عهد اشکانی زنان ایرانی در جنگها و سایر امور نقش وافری داشته اند و در دوره ساسانی به پادشاهی نیز دست یافته اند.حمله اعراب به ایران مبانی رویکرد به نقش زن را تغییر داد و بسیاری از حضور زن در عرصه های زندگی اجتماعی را با رکود مواجه ساخت.این روند همچنان ادامه داشتتا اینکه نخستین جرقه های واقعی آن با ظهور مشروطیت در ایران رقم خورد.و زن ایرانی توانست نقش خود را بیش از پش آشکار سازد.اما ناکارآمدی مشروطیت که اسباب و دلایل آن اشکار و نهان است این امکان را تا حدود زیادی از میان برداشت.با روی کار آمدن سلسله ی پهلوی و انجام اصلاحات جدید بار دیگر نقش زنان در ایران با سود جستن از تعلیمات و دروس دانشگاهی جدید بازتر شد .با انجام انقلاب در ایران که به خوبی می توان نقش آنان را در تظاهرات و حضور فعالانه در کارکردهای فرهنگی  مشاهده کرد.اما به تدریج شکلی از مهندسی جنسیت آغاز شد و  نقش و حضور فعالانه به شکلی از حضور غیر منفعل و کمرنگ تبدیل شد.نقش ها بیشتر تصنعی و ناپایدار مبدل شد.به تدریج زنان حتی از حضور در برخی مجامع عمومی منع شدند حضور آنان در برخی ورزشگاهها که امکان حضور را پیش از آن داشتند محدود شد.

برای زنان ایرانی بسیار تلخ بود که در بازیهای ملی ایران با کشورهای مختلف زنان آن کشورها حق ورود به ورزشگاه را دارند اما زن ایرانی برای تشویق فرزندان خود حق ورود به ورزشگاه را ندارد.صحبت از حضور یا عدم حضور زنان تنها در ورزشگاهها نیست ،بلکه بحث و گفتگو پیرامون مواردی از نقض است که زنان در آن به عنوان نیمی از گروه جمعیتی یک کشور را شامل می شوند.وقتی به زنانی مانند آنکلا مرکل به عنوان شخص اول قدرت در آلمان نگاهی بندازم به آسانی می توان پی به تفاوت نوع نگاه به زن در روی زمین برد.هر چند تردیدی نیست که برابری زن و مرد در هیچ کجای دنیا وجود ندارد ،اما قدمهایی که برای تساوی و حضور زنان در عرصه های مختلف برداشته شده،نشان از آن دارد که نمی توان با بیان واژه ها و گفتارهایی نه تنها به آزادی زنان بی اعتنا بود بلکه نقش خانواده و مردانی که در حمایت از زنان خود سعی در تغییر در نوع فرهنگی دارند که این امکان حضور را به هر دلیلی از آنان گرفته است را در نظر نگرفت.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Fri 20 Jun 2014 و ساعت 15:27 |
 

واژه دیپلماسی ارتباط مستقیمی با دیپلمات دارد.با این تفاوت که چگونه باید به ارزیابی این دو شکل از تعریف پرداخت.دیپلماسی قدرتمند اصولا به مفهوم فنا ساختن سایر دیپلماسی در عرصه هایی است که باید باشد اما نیست.بی تردید زمانی که در یک بخش دیپلماسی ،شکل کارآمد و پایدار و ثابتی را دنبال می کنیم ،سوی دیگر آن بایستی امتیازاتی در عرصه دیپلماسی داد تا بتوان آن را همچنان پایدار نگاه داشت.در این بین وظیفه یک دیپلمات به شکلی مهم تر از خود دیپلماسی است و به نظر می رسد از دو جهت قابل بررسی است .یکی آنکه دیپلمات مات و مبهوت دیپلمی است که به او داده اند تا تدابیر و تعابیر و دستورات از پیش تعیین شده را به اجرا درآورد و یا آنکه نه تنها دستور کار دیپلماسی را در نظر دارد بلکه با استقلال فکری و اجرایی این توان را داراست که نه تنها در فکر و اندیشه دیپلماسی خود باشد بلکه نظرات و دیدگاههای مردم را نیز در نظر دارند.دیپلماسی امروز  مفهومی دوگانه دارد ابتدا در نظر گرفتن منافع ملی و ملت و دوم منافع افراد و گروه هایی است که دیپلماسی را عامل ،دستاویز،و وسیله یی برای دست یافتن به اهداف خود می دانند. شکل امروزی دیپلماسی یعنی دانستن جهات گوناگون روابط بین الملل و به دست آوردن بیشترین امتیاز با از دست دادن کمترین امتیاز است.اینک موارد بسیاری وجود دارد که یکسو نگری دیپلماسی را زیر سوال می برد .توان دیپلمات و دیپلماسی در گرو نه تنها گروه نخبگان بلکه در گرو شناخت یکایک مردمی است که در گروه نخبگان قرار دارند اما به واسطه ها و اسباب  گوناگون امکان دست رسی به نیات و تفکر آنان وجود ندارد.مگر جز این است که شایسته سالاری گاهی منجر به حذف شایستگانی می گردد که سالها در کنج پستوی اندیشه ی خود مجبور به سکوتند و امکان دست یابی به عرضه ی اندیشه خود را ندارند به این جهت که وابسته به چپ و راست و افراطی و اصلاحی و تندرو نیستند.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Fri 20 Jun 2014 و ساعت 14:43 |
 

مردم چه اندازه در تکاپوی دیدنند.دیدن تاریخی از ورزش فوتبال ،پربیننده ترین ورزش تاریخ .هر چند در دنیای باستان بازی و ورزش جزء جدا نشدنی میان ملتها بوده و هر یک سعی داشتند تا به انتقال آن بپردازند،اما سرانجام یونان توانست المپیک و با گسترش فوتبال در انگلیس این بازی هم در رده های بالایی قرار بگیرد.هر کدام از ملتها که پدید آورنده شکلی از بازی ملی خود بودند توانستند آن را ثبت جهانی کرده و برای خود اعتباری جهانی بسازند و ما همچنان از قافله عقب مانده ایم.

وقتی برق شادی و فریاد پیروزی را در چهره برندگان و چهره غمگین بازندگان را در کنار هم قرار دهیم همان شکل باستانی مردمی را تداعی می کند که بازی و ورزش را عاملی برای خلاصی از قید و بند ها و استبداد و تنگ نظری کسانی می دیدند که از آنان هر گونه شادمانی و رهایی را سازماندهی می کردند.

بی تردید آرزوی همه ی ملتها رسیدن به جایی است که همه این احساس را داشته باشند که بازکنان و دولتها ورزش را وسله ای برای خود و سازمان فکری خود قرارندهند و ورزش همانند گذشته وسیله ای برای شادمانی و پرورش روح و جسم باشد.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Tue 17 Jun 2014 و ساعت 18:30 |

عبدالفتاح  سیسی

 

امروز ژنرال کارکشته عبدالفتاح سیسی در مصر به قدرت قانونی رسید .وی با ادای سوگند همانند بسیاری از رهبران قول کشوری آباد و آزاد و مبارزه با تروریسم را به ملت خود و جهان داد.تاریخ مصر همانند بسیاری از این دست ،با افت و خیزهای فراوانی همراه بوده است.مصر تاریخی به قدمت خود تاریخ دارد.روزگاری در آن فراعنه با قدرت مطلق و سوی دیگرش پیامبرانی چون موسی و یوسف (ع) در آنجا ظهور یافتند.تاریخ معاصر مصر پیوندی ناگسستنی با استعمار و گسترش سیاستهای استعماری دارد.ملک فاروق آخرین شخصی بود که سیستم پادشاهی را در مصر حفظ کرد،اما او نیز دوام نیاورد و با کودتای بدون خون ریزی پایانی نه چندان خوش یافت.

جمال عبدالناصر با گرایش به چپ و حرکت به سوی دولت شوروی سابق به ساخت ایدئولوژی جدید پرداخت و یکی از مهم ترین اهدافش مقابله با دیدگاه کاپیتالیستی و اسرائیل بود که به دلایلی آشکار و پنهان وی نیز ناکام ماند و انور سادات توانست قدرت را در دست گرفته و رابطه منسجمی را با آمریکا بر قرار سازد و بساط دولت روسیه در مصر برچیده شد.خالد اسلامبولی با ترور انور سادات قدرت را در اختیار حسنی مبارک قرار داد و این انتقال به مدت نزدیک به سی سال برای مبارک بسیار مبارک افتاد.اما با آغاز بیداری عربی در میان کشورهای عربی که بی تاثیر از تحولات سال 88 ایران نبود،در سال 2011حکومت و قدرت مبارک نیز فرو افتاد.مرسی به قدرت دست یافت ،اهدافش با وجود وعده هایی که می داد با تحولات ارمان خواهانه و آزادی همه جانبه منافات داشت.برگزیدن یک گروه و حزب واحد،جایی برای سایر گروه ها قرار نمی داد و گروه های مختلفی که در مصر سالها در کنار هم زندگی می کردند را به تهدید و تهدید ظهور یک تفکر طالبانی مواجه می ساخت که تنها از یک شکل ساختار گرایی ناهمگون و توتالیتر ساخته است.و مصر نیز از تاثیرات دخالت های خارجی در امان نماند.

اینک پس از  انتخابات و حضور نزدیک به 50 درصدی مردم مصر امید می رود تا مصر بار دیگر بتواند روی خوش تغییرات را ببیند و از دگماتیسم بیش از پیش فاصله گرفته و قدم به قدم به آنچه که تاریخ و ملت بزرگ مصر سزاوار آن است دست یابد.اینک زمان دیپلماسی و برقرای روابطی است که می تواند دولت و ملت مصر را در ابعاد جهانی بیش از پیش به سوی موفقیتهای دیپلماتیک رهنمون سازد.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sun 8 Jun 2014 و ساعت 18:42 |
 

حکایت دیروز شوروی استبداد و دیکتاتوری بود که چکمه های استالینی بر فرق مردم فرود می آمد.وقتی گوربچف به قدرت رسید بهرنظر رسید ورق باز گشته است و مردم می توانند روی دموکراسی را ببینند( گلاسنوست و پروستریکا) یلتسین به قدرت رسید و خود را در کام ودکای روسی قرار داد از تانک به فرش رسید.سپس در گیرو دار قدرت بار دیگر چکمه ای به نام پوتین پا به عرصه ی قدرت روسیه نهاد،او وعده داد و توانست به وعده های خود جامه ی عمل بپوشاند هر چند نمی توان درت اقتصادی روسیه نوین «پوتینیسم» را با اقتصاد آمریکا و یا چین سنجید اما سرانجام توانست با سود جستن از اوضاع جهانی و و جود دولتهایی مانند سوریه و اوکراین جای پای خود را در صحنه ی جهانی بازتر کند.می توان گفت ساختار روسیه نوین بر پایه افزایش قدرت بیشتر در منطقه و جهان پی ریزی شده است.پوتین به عنوان کی از وارثان شوروی سابق که در میان کمونیستهای نوین از جایگاه ویژه ای نیز برخوردار است در آینده نه چندان دور شاهد تغییراتن بیشتری در این کشور خواهیم بود و آنچه که در خصوص روابط ایران و روسیه اهمیت دارد این است که ما بیش از پیش وابسته به شوروی خواهیم شد اگر در دام سیاستهای پوتنیستی قرار بگیریم .

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sun 25 May 2014 و ساعت 13:3 |

برای رسیدن به قدرت شما باید سرنوشت تمام زیردستان و بالادستان خود را به هم پیوند زنید.و خودتان را طوری در کانون این تار و پود قرار دهید که جدا کردن شما از آن ضایعه زیادی برای دیگران ایجاد کند.شما باید مثل پیچکی خزنده خودتان را طوری به دور منبع قدرت بپیچانید که برای جدا کردن شما از آن وقت ونیروی زیادی لازم باشد.

قدرت هر شخص وابسته به روابطی است که او با دیگران برقرار می کند.بسیاری از افراد به اشتباه فکر می کنند که نهایت قدرت، استقلال است!در صورتی که در این دنیا هیچ کس نمی تواند به مفهوم واقعی،استقلال داشته باشد.

بازی قدرت نیاز به صبر و حوصله فراوان دارد و تنها کسانی می توانند پیروز از میدان خارج شوند که از هر اسلحه ای درست و به موقع استفاده کنند.درست فکر کردن چیزی است که تمام انسان های که می خواهند به موفقیت در هر زمینه ای برسند به آن نیاز دارند.فراموش نکنید جوهری که درسهای تاریخ را با آن نوشته اند از خون کسانی بوده است که بدون داشتن برنامه مشخص خواسته اند کاری را انجام دهند.

بیشتر انسان ها به قدرت و شهرت و ثروت و هر چیز دیگری مانند اینها تمایل دارند.هیچ کس ضعفا را دوست ندارد و حاضر نیست برروی اشخاص ضعیف سرمایه گذاری کند.

قدرت نهایی قدرتی است که مردم را وادار کند هرکاری که شما می خواهید انجام دهند.زمانی که  شما بتوانید بدون اینکه به کسی آسیب برسانید یا آنها را مجبور به کاری کنید، تشویق کنید که مشتاقانه کاری را برای شما انجام دهند، شما به قدرت بی نظیری دست یافته اید.بهترین روش،ایجاد روابط وابستگی است.به خاطر داشته باشید که همیشه کسانی که مافوق شما هستند نقاط ضعف پنهانی دارند .اگر شما می خواهید از طریق آنها به قدرت برسید یا امنیت کاری خود را تامین کنید باید کاری کنید که آنها قادر نباشند بدون شما کاری کنند و تعویض شما برای آنها مشکلات عظیمی به وجود آورد.

برای آنکه استقلال خودرا حفظ کنید همیشه مورد نیاز و خواست دیگران باشید هرچقدر دیگران به شما اتکا کنند آزادی شما بیشتر خواهد بود.

هرگز نباید به دیگران تا اندازه ای آموزش داد که بتوانند بدون کمک شما کارهایشان را انجام دهند.

قانون وابسته سازی دیگران بخود،یکی از ستون های ایمنی قدرت شما در آینده خواهد بود.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Wed 7 May 2014 و ساعت 21:52 |


Powered By
BLOGFA.COM