ارغوانی نشانه تشریفات و شکوه است. در بعضی از کشورهای غربی این رنگ نشانه دلتنگی برای میهن است. رنگ ارغوانی بیشتر مورد توجه کودکان بخصوص دختر بچه‌ها است. در بعضی از کشورها دلالت بر سوگواری و مرگ دارد ولی در بسیاری از فرهنگ‌ها نشانه نجابت و شرافت است. این رنگ چون کمتر در طبیعت دیده می‌شود استفاده از آن در طراحی بسته بندی غذاهای دریایی باید با احتیاط انجام شود. لئوناردو داوینچی معتقد بود این رنگ می‌تواند قدرت تفکر انسان را تا ده برابر افزایش دهد. در کشورهای مسیحی رنگ ارغوانی به معنای ثروت و توان گری است. در چین رنگ ارغوانی رنگی بد یُمن و بد اقبال است.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Wed 1 Apr 2015 و ساعت 18:27 |

بعد از توافق هسته ای ،همه چیز آرام است، یوتوپیا یا همان جامعه آرمانی را می بینم ،قیمت ها شکسته،بحران ها پایان یافته، دشمن به ستوه آمده ره دوستی در پیش گرفته،مغازه ها پر از اجناس درجه یک چینی،دیگر فقط رفت نیست در پی آن آمدنی هم هست،ناامیدی به امید،رویاها دست یافتنی،اختلاس ها پایان،و .......آیینه را می گردانم!!! سراب از دور همچنان پیداست و.....!!!!

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Mon 30 Mar 2015 و ساعت 20:39 |
 

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Wed 18 Mar 2015 و ساعت 12:59 |
 

 

 

مراسم آتش افروزی و جشن سرور در چهارشنبه پایان آخر سال است.آتش در ایران قدیم مقدس و هم پایه فرزند اهورامزدا محسوب می شدو از این رو،پیش از جشن نوروز به آتش کده ها می رفتند و آتش بر می افروختند.و معتقد بودند در این روز فروهر های نیاکان به زمین فرود می آیند و این آتش برای راهنمایی آنهاست.تعداد این آتش ها باید به شمار هفت امشاسپندان مقدس و یا به شمار سه نماینده مقدس:اندیشه،گفتار و کردار نیک باشد.سوری نیز به معنی سرخ است.

در این آیین ،از گذشته های دور تا امروز،بسیاری مراسم جنبی دیگر مانند فال کوزه،فال گوش،قاشق زنی،شال اندازی،آش نذری،کوزه شکستن،شیر و حلوا پختن ،مراسم را با عشق و علاقه فراوان به مفهوم پاسداشت آداب و سنن کهن ،تا به امروز برگزار می کنند.

 در این آخرین چهارشنبه(چارشنبه)اسفند ماه هر سال شمسی که ایرانیان که در شب آن جشن چارشنبه سوری می گیرند و آداب و رسوم خاصی را در آن برگزار می کنند.جشن چارشنبه سوری که از جشن های ملی و باستانی ایرانیان است و هنوز در بسیاری  از شهرها و روستاهای ایران شب این روز را به طرزی خاص جشن می گیرند.

استاد سعید نفیسی در مقاله خود می نویسد:چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه عیش و عشرت و می رساند که این شب را برای جشن و سرور بنیاد نهادند.

آئین چهارشنبه سوری یا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است یک قسمت از آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران است که حتی بعضی از آنها را در ملل دیگر نژاد آریا می توان یافت و دیگر رسومی است که خاصه هر منطقه و دیاری است که این جشن را به شیوه خاص خود جشن می گیرند.

 

زیباترین و شایدقدیمیترین آداب چهار شنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن! و شادی کردن در کنار آن است.

 

آجیل خوردن در شب چهارشنبه سوری از رسوم و آداب مخصوص این شب است و مخصوصا ًآجیل باید شور ویا شیرین باشد.

 

دکتر محمد مقدم استاد زبان شناسی دانشکده ادبیات در خصوص این جشن می گوید:خاستگاه چهارشنبه سوری مانند بسیاری از مشکلات تاریخی ایران باستان پوشیده بود تا اینکه به تدریج توسط محققان آشکار شد.اکنون می دانیم که شب چهارشنبه سوری جشنی است که مانند بسیاری از جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی ارتباط دارند مبداءحسابهای علمی تقویمی است در آن روز در ۱۷۲۵ق.م زردشت بزرگترین حساب گاهشماری جهان را نموده کبیسه پدید آورده و تاریخهای کهن را درست و منظم کرده است.

دوستان عزیز امسال که ما دوباره این جشن را برگزار می کنیم سه هزارو هفتصدو چهل وششم باری است که این جشن در ایران گرفته می شود،امیدوارم لحظه های شادی را در کنار این أتش فروزان داشته باشید و با حفظ فرهنگ وتمدن خود در دو دوره پر افتخار تاریخ ایران، یادفرهنگ  گذشته پر از شادیمان را به نیکی یاد کنیم و با حفظ درست این مراسم روزی برسد که شاهد برگزاری چنین مراسمی به طور پرشکوه در سراسر میادین باشیم ، هرچند که در سایر نقاط جهان نیز اجرا می گردد،اما یان رسمی است پایدار در فرهنگ باستانی ایران،بنابراین باید  با شکوه و زیبائی خاصی آن را به همه ی  جهان تقدیم کنیم.

 

 هر چند پاره ای از رفتارهای نادرست سبب شده تا مراسم زیبای چهارشنبه سوری در مکانهای عمومی منع شود اما ایرانی فرهیخته در خانه و کوچه و در میان دوستان آتش خود را هماره روشن نگاه می دارد.در این میان برخی رسانه ها و افراد  از درک واقعیتهای تاریخی عاجز شده اند(و با استفاده از اصطلاح نابجای چهارشنبه سوزی) در آخرین چهار شنبه سال به جای پرداخت درست به این آیین باستانی گاه به  بیراهه رفته و به جای بها دادن و فرهنگ سازی و برنامه ریزی نه برنامه گریزی و دگر اندیشی ، و پاسداشت از یادگارن گذشته به ناروا تیشه بر فرهنگ خودی می زند.جالب اینکه  اگر چنین مراسمی در یکی از کشورهای غربی بود با تبلیغات وسیع و فرهنگ سازی و ایجاد جایگاههای مناسب و عامه پسند زمینه رشد آن وحتی در ابعادی وسیعتر به جذب توریسم و کسب منافع اقتصادی و .....و ایجاد اشتیاق در درک یک واقعیت تاریخی می پرداختند.آنچه آشکار است این است که باید پی به ماهیت عملکرد نادرست برخی از افراد و گروههای ناآگاه در این زمینه پرداخت وبا اطلاع رسانی عمومی و روشن ساختن وظیفه شهروندی به ایجاد وفاق ملی و شناخت شرایط اجتماعی و فرهنگی جوانان و طرح و بستری مناسب برای برگزاری هر چه بهتر آن گام برداشت تا در آینده در سوگ آن ننشسته و افسوس روزهای از دست رفته را نخوریم زیرا این گذشته است که هویت آینده را می سازد.

با آرزوی سالی پر از روشنایی، شور و شادی

 

 

 

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sat 7 Mar 2015 و ساعت 20:1 |

اوکراین  

Ukraine

Russian and Ukrainian officials yesterday accused each other of bad faith, highlighting just how difficult it will be for the latest deal agreed in Minsk to deliver peace after a year of conflict. More than 5,000 people have lost their lives in the fighting so far.

Petro Poroshenko, the Ukrainian president, warned yesterday that a surge in fighting was undermining the ceasefire before it had even started.

 

پیشینه استعماری و سیاست خصمانه و همچنین خوی تجاوزگری روسیه بر کسی پوشیده نیست.تاریخ روسیه از روزگاری که وصیت نامه ای به نام پطر کبیر ساخته و پرداخته شد،نشان از همین خصوصیات داشت.بی تردید بدترین شکل آن تجاوز به خاک ایران مقدس و تحمیل نمودن عهد نامه های ننگین،ترکمنچای ،گلستان ،آخال و صدها معهده دیگر که ایران و ایرانی را به خاک ذلت کشید و هرگز از یاد و خاطره ملت ایران بیرون نمی رود.روسیه 1917م در پی بازگشایی مجدد همان سیاست استعماری ولی در غالب ایدئولوژی کمونیستی را داشت.سیاستی که منجر به زیر سلطه رفتن بسیاری از ازکشورهایی شد که جزء اقمار شوروی قار رگرفتن و سالها در سیطره حکومتهای توتالیتر دیکتاتوری مطلق را 70 سال تجربه تلخ  کردند.رهایی ملتهای اروپای شرقی از سلطه ننگ آور روسیه به آنان آزادی و روح مجددی بخشید و توانستند پس از سالها بار دیگر حس آزادی را در وجودشان متبلور سازند.اما گویی گمانی باطل بود ،درگیری شدید میان صربها و بوسنی هرزگوین و کشتار چندین هزار از مردم در اروپا ثابت کرد این منطقه شاید بیش از خاورمیانه پر تنش است.پس از پایان آن درگیری در نقاط مختلف اقمار شوروی کم و بیش ادامه یافت،انقلابات رنگی یکی پس از دیگری به جریان افتاد. و دلتهای اروپای شرقی بیش از پیش احساس کردند که بار دیگر روسیه در صدد است از بحرانهای موجود به نفع خود سود جوید. والبته ریاست روسیه اینبار بر عهده پوتین قرار گرفت که خود روزگاری از جاسوسان خبره سازمان مخوف روسیه محسوب می شد.وی که گورباچف را به خیانت نیز محکوم کرد ،همانند سلف خود و البته همراه با همفکران خود که اغلب از همان سیاستمدارن کهنه کار حکومت کمونیستی سابق هستند،به هر شکلی خواهان احیای مجدد روسیه به عنوان قدرت جهانی می باشند.بیدن گونه جای هیچ گونه شک و تردید باقی نمی ماند که باید با توسل به دسیسه و ایجاد آشوب در مناطق مختلف از آب گل آلود بیشترین استفاده را برد.

پوتین در حال تغییر جغرافیای سیاسی است و بحران اوکراین نمونه بارز دخالت روسیه در یک کشور مستقل و پایمال نمودن دموکراسی و جنایت علیه ملتی است که اختیار خود را به روسیه واگذار نمی نماید.در این میان باید پذیرفت که کشورهایی همانند اوکراین،کروه شمالی و ایران آوردگاهی برای دولتهای بزرگ جهانی در جهت حفظ منافع بلند مدت است همان سیاست سابق اما در لوای دموکراسی.در این میان این توده های ملت اوکراین و یا کره شمالی هستند که به سبب نابخردی افسار حکومت خود را در اختیار دولتهای بزرگ قرار می دهند و مردم می بایستی بار سنگین و شکننده این روش سیاسی را بر دوش گیرند.در هر حال تجاوز آشکار روسیه به هر دلیل بازخورد استعماری و نگرش سلطه جویی را به نمایش می گذارد.بی تردید در آینده اتحاد میان روسیه و چین در خصوص مواجه شدن بات سایر قدرتها منجر به فنا شدن برخی دولتها و ملتها خواهد شد.

ملت مظلوم اوکراین اینک در دام سیاستهای روسیه نوین که از اضمحلال و فروپاشی خود در عذاب است،دموکراسی و اصولی که خود را مروج آن می داند را به راحتی پایمال می سازد.به نظر می رسد با توجه به عهد نامه های ننگین ایران می بایستی از این فرصت استفاده کردن و خواهان دریافت غرامت و خسارات خود در طول صده های گذشته است.و باید با طرح شکایت از روسیه غرامت خود را دریافت کند. اینک که تجاوز گری روند آشکار و آسان جلوه می کند.شاید بار دیگر روسیه به این فکر بیفتد نگاه خود را در توسعه ارضی به سمت ایران معطوف کند.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Sun 15 Feb 2015 و ساعت 21:42 |

تاریخ ایران با وزیر کشی و یا به عبارتی نخبه کشی عجین شده است.بدون درک دیوانسالاری ایران چه در عهد باستان و چه در دوره اسلامی نمی توان پی به قدرت فزاینده و در عین حال شکنندگی آنان برد.در حالی که اغلب مقام وزیر و همتایانش پس از شاه قدرت دوم محسوب می شدند،اما به جهاتی چند از جمله دسیسیه چینی،و انتصاب آنان به فرقه های گوناگون و یا فتنه انگیزی ،که آن نیز اغلب از سوی چاپلوسان درباری و جامعه سفله پرور رونق می یافت و در کنارش دسیسه چینان خارجی که منافع خود را در کنار منافع عوامل داخلی می دیدند،به اشارتی نه فقط وزیر که تبارش را بر باد می دادند.آنچه در ذهن متبادر می گردد این است که حیات سیاسی جامعه ایران وابسته به دو عامل اساسی است :یکی وابستگی نسبی و سببی با حاکمیت ( البته در صورتی که مطیع عوامر ملوکانه باشد)و دوم سود جستن از بی خبری و حماقت مردمی که دروغ را عین واقعیت و نابودی اقتصادی و رانت و فساد را عین اصلاحات قلمداد می نماید.در هر حال بازشناسی تاریخ ایران به آن هنگام رخ داد که ایران خود را در کشاکش نبرد داخلی و خارجی ناتوان دید و آن هم به این سبب بود که در ایران کسی نبود تا بتواند با استقلال رای و عشق به ایران در پی حل معضلات و مشکلاتی باشد که از سوی حاکمیت و مردم بنیان نهاده شده بود.روشنفکرانی همچون بزرگمهر،نظام الملک،قائم مقام،امیر کبیر و مصدق از جمله عاشقان کشوری بودند که به سبب عدم درک مردم از نگاه به آینده محکوم استقامت و پایداریشان در ایجاد اصلاحات واقعی شدندو با اصرار در انجام تغییر خود را به دار مجزاتی آویختند که طنابش را حاکمیت و استوار ساختنش را مردم پی افکندند.بی تردید نخبگان هر کشوری سرمایه های جاودانه و بی بدیل و بدون زمان و مکان هستند،نمی توان بدون حمایت و درک آری آنان دست به اصلاحات زد. نخبگان در صدد افزایشقدرت خود نیستند بلکه هدفشان افزایش قدرت متمرکز دولت و مردم است،اما مشکل اینجاست که گاهی نه درک صحیحی از دولت وجود دارد و نه درک درستی از مردم.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Tue 10 Feb 2015 و ساعت 8:43 |
مدتی است که گمان اسباب کشی دارم،هر جا می برم جایی برایشان نمی یابم،نمی دانم در کدامین اطاق،خانه،شهر و دیار و سرزمینی جای دهم این همه افکاری که جایی برایش نمی یابم.

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Thu 29 Jan 2015 و ساعت 17:34 |
 

هُدهُد ، شانه‌بسَر، پوپک و مرغ سلیمان (Hoopoe) از اسامی این پرنده هستند. این جانور زیبا پرنده‌ای از راستهٔ سبز قابسانان است. این گونه تنها بازمانده از خانواده زیستی خود هدهدیان (Upupidae) است.  

هدهد.jpg

  • داستان هدهد قاصد پیغمبر سلیمان در قرآن مشهور است. هدهد نامه سلیمان پیغمبر را به " ملکه بلقیس " در مملکت سبا رسانید. ملکه بلقیس به اعیان دربار خود گفت یک نامه گرامی به پیش من انداخته شده است واین نامه از طرف سلیمان است. بلقیس خط را خوانده مشاورین واهل دربار خودرا جمع کرده گفت که "این خط بیک طریق عجیب وغریب از طرف یک پادشاه بسیار ارجمند (سلیمان) به من رسیده است. این نامه بنام "خدای بخشنده مهربان" آغاز شده است. گمان نمی‌رود که چنین نامه مختصر وجامع وباعظمت را در دنیا کسی نوشته باشد مطلب این بود که در مقابل من نبردآزمائی سودی ندارد، خیر شما در این است که یکتاپرستی را قبول کنید. این داستان مشهور است در قرآن کریم.
  • در افسانه‌های یونان ترِاوس (پسر آرس همسر پرونس ) ترِاوس به خواهر همسر خود فیلوملا علاقه‌مند می‌شود، و پس از اینکه با او رابطه برقرار نمود زبان او را قطع می‌کند تا حرفی نزند، و به همسرش پرونس می‌گوید که خواهرش مرده است، فیلوملا مخفیانه بر روی پرده‌ای به خواهر خود نامه می‌نویسد و گناه و جرم ترِاوس را فاش می‌کند، در مقابل پرونس ایتیس فرزندی که از ترِاوس داشته را می‌کشد و گوشتش را به عنوان غذا به همسر خود ترِاوس می‌دهد و وقتی ترِاوس متوجه می‌شود سعی می‌کند هر دو خواهر را بکشد اما هر سه توسط خدای خدایان به پرنده تبدیل می‌شوند ترِاوس هدهد می‌شود، پرونس بلبل (مرغ هزار دستان) می‌شود که هر روز صبح برای غم از دست دادن پسرش آواز می خواند فیلوملا پرستو می‌شود و از آنجایی که زبان نداشته است نمی‌توانسته آواز بخواند و صدای لرزان پرستو به خاطر این می‌باشد.

 

+ نوشته شده توسط keyvan haddad در Thu 29 Jan 2015 و ساعت 16:13 |


Powered By
BLOGFA.COM